سيد جلال الدين آشتياني
153
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
فإن كان على أنه حال له أو على أنه ذاته ؛ فإن كان على أنه حال له و الذات باقية فهو كساير الاستحالات ليس هو على ما يقولون ، و إن كان على أنه ذاته فقد بطل ذاته و حدث شيء آخر ليس أنه صار هو شيئا آخر ، على أنك إذا تأملت هذا أيضا علمت أنه يقتضي هيولى مشتركة و تجدد مركب لا بسيط . « 1 » در جميع موارد ابطال اتحاد صورت عقليه با جوهر نفس ، جوهر نفس را أمر متحصل تام الوجود فرض كرده و با فرض اين معنا برهان بر امتناع اتحاد اثنين اقامه مىنمايد . در حالتى كه نفس جوهر لا متحصل و قابل اتحاد با صور عقليه و خياليه مىباشد . نفس لا ينقطع جهت عدم تحصل و قبول صور علميه را داراست تا وقتى كه بهكلى از مادهء جسمانيه تجرد پيدا نمايد و متصل به عالم ملكوت گردد ، جميع مواد و صور واقعهء در دار حركات همين حكم را دارند . هر مادهاى نسبت به صور متوارده امر لا متحصل و مبهم است . خلاصهء برهان شيخ آن است كه : « جوهر عاقل بعد از اتحاد با معقول يا همان موجود قبل از اتحاد است يا شىء ديگرى است . اگر همان وجود قبل از اتحاد باشد فرقى بين تعقل و عدم تعقلش نمىباشد . اگر جوهر عاقل بعد از اتحاد چيزى از آن زائل شده باشد ، زائل يا ذات جوهر عاقل است در اينصورت لازم مىآيد كه معدوم شده باشد يا آنكه زائل حالى از احوال جوهر عاقل مىباشد . اين خود استحاله است نه اتحاد . علاوهبراين در اين موارد وجود هيولاى مشتركه لازم است و در جاى خود ثابت شده است كه جوهر نفس بسيط است و مركب از هيولى و صورت نمىباشد . » جواب همان است كه ذكر شد نفس در اول مرحله وجود ماده و هيولى براى صور مىباشد نه امر مجرد متحصل بالفعل ، چون امر مجرد متحصل بالفعل محل اعراض واقع نمىشود و تعلق به بدن جسمانى نمىگيرد .
--> ( 1 ) . شرح الاشارات و التنبيهات ، ج 1 ، ص 292 .